X
تبلیغات
ت" مثل تنها "ه" مثل هیچکس" - غمگین تر از غروب پاییز!
ساحل انتظار
 غمگین تر از غروب پاییز!

 

 به یاد بهترین امید وپناهم دایجون خوبم!

 

گا ه آنقدر دل شکسته ام که نمی توانی باور کنی وآنقدر اشک آلودم که شرم دارم

 

 نگاهت کنم آنقدر دست هایم سست و سرد است که گرما بخشی به آن لطفت 

 

 را می طلبد وبس و آنقدر می گریم تا نگاهم کنی .

 

آنقدر می گویم "مهربانم" و آنقدر می گویم  تا بدانی از درون شکسته ام که جز تو

 

مرا ترمیمی نیست .

 

آری دل شکسته ام ، اشک آ لودم ، سردم ولی اگر تو بخواهی آرامشم میدهی ،

 

آرامم می کنی و از تلاطم لحظه های بی کسی نجاتم می دهی .

 

 

محبوبم: چه بگویم ماتم ودرد را و چگونه لب بگشایم از فراق و دوریت ؟

 

 

و چگونه تو را فریاد کنم ، ولی نه تو را ، نه فریاد است که فریادم بی ادبی است نازنین.

 

 

اگر به فریاد نشسته ام  تنها آه دل بسته ام ،رنج دوری می خوانم و غم دل شکستگی .

 

 

ولی آخر مگر می شود چون تویی داشت و غمگین بود .

 

 

گاه آنقدر دل تنگت می شوم که دنیایت با همه زیباییش مرا تنگ می آید و آنقدر گریزان

 

 

 می شوم که تنها ملجاَ  و پناهم تو می شوی و گاه آنقدر ناامیدم که تمام امیدم تو ،

 

 

پس همیشه گریزانم کن تا بیابمت.

 

 

اکنون نیز دل شکسته ام ، دل شکسته ی ،دل شکسته....

 

 

دل شکسته ام ولی کسی مرا به امید نمی خواند ،

 

فراق سخت است ولی فراق تو شیرین می آید مهربان دایی گلم .

 

اکنون امید به لطفی بیکران بسته ام ، دستهایم گرم می شود ، 

 

قلبم آرام می گیرد و تو را به احساس می نشینم .

 

آری اینجایی و آنقدر به من نزدیکی که باورم نمی شود

 

 ولی هنوز دل شکسته ام که چرا تنهایم گذاشتی نازنین؟

 

آنهم به این زودی ودر این برهوت تنهایی؟؟؟ ..............

 

چرارفتی؟

 

 

 

ابری ترین هوای مراباور کن امشب

 

 

تصویری از دردم مرا باورکن امشب

 

 

درخود نشستم زیر بارانهای افسوس

 

 

ازعالمی زردم مرا باور کن امشب

 

 

پر میکشم ازپشت این دیوار تاریک

 

 

یک روح شبگردم مرا باور کن امشب

 

 

آیینه ای آبی سرابی هرچه هستی

 

 

روبتو آوردم مراباورکن امشب

 

 

من آمدم تا از نگاهت گل بچینم

 

 

مگذار برگردم مرا باور کن امشب...

 

 

 علی یار همگی....

 

 

|+| نوشته شده توسط زینب در سه شنبه دوازدهم آذر 1387  |
 
 
بالا